کارلو روللی (Carlo Rovelli) فیزیکدان مرکز فیزیک نظری مارسی (Centre de Physique Théorique, Marseille)، عضو برجسته و استاد Institut Universitaire de France ، استاد دانشگاه مدیترانه (Université de la Méditerranée) و نویسنده کتاب گرانش کوانتومی (Quantum Gravity) است.

 

اعتقاد رایجى است که اغلب باورهای غير قابل اثبات اشتباه از آب در می‌آیند. با اينهمه، به تجربه مى دانيم كه اينگونه باورها مى توانند مفید باشند و گاه نيز كمك شايانى به رشد علم كرده اند. بهترین مثال به دو هزار و چهار صد سال قبل بر می‌گردد که افلاطون از قول سقراط نقل می‌کند "هرچند نمی‌توانم اثبات کنم ولی مطمئنم زمین گرد است".

من سه باور دارم كه هرچند خود را به درست بودنشان متقاعد کرده‌ام ولی هنوز نمی توانم اثباتشان کنم:


مورد اول اينكه "زمان" وجود ندارد و نيازى هم به وجود داشتن آن نيست چرا كه واقعا می‌ شود توصیف معقولی از طبیعت داشت که در چارچوب بنیادی اش نيازى به وجود فضا و بخصوص زمان نباشد. بر این باورم که نگاه و برداشت كلى ما از جهان است كه مفاهیم "فضا" و "زمان" را شكل داده است. به عبارت ديگر، فضا و زمان تنها براى انسان كه تقريبى از «واقعیت» را با حواس پنجگانه خود درك مى كند موجوديت دارد. يك مثال مشابه، مفهومى مانند "سطح آب" است. مى دانيم كه اگر اين باصطلاح "سطح آب" را به دور از تقريب مطالعه كنيم (يعنى مثلا با ميكروسكوپ به آن محدوده نگاه كنيم) منهاى حرکت مولكولهای آب و هوا چيز ديگرى در آن محدوده نخواهيم ديد و بنابراين در مقياس اتمى/مولكولى، چيزى به عنوان "سطح آب" مفهوم خود را به كل از دست مى دهد. فضا و زمان نیز مانند سطح آب تنها تقریبی از واقعیت است که ذهن ما آنها را می سازد. و در این میان، بخصوص "زمان" یک مفهوم من درآوردی توسط انسان است که به خاطر درک ضعیفش از غنای طبیعت چنین مفهومى را به كمك ذهن خود شكل داده است.

مورد دوم اينكه اعتقاد دارم «چیز» ها وجود ندارند و تنها روابط در اين جهان واقعیت دارند و در اين مورد نيز فكر مى كنم بايد بشود توصیف معقولی از طبیعت ارائه كرد که تنها به اندرکنش بین سیستم‌ها مى پردازد و از حالت‌های گذرای يك سيستم در زمان چشم پوشى مى كند.

باور سوم من که نمی‌توانم اثبات کنم اين است که حس "همکاری و باهم بودن" در ذات انسان است و اینکه این حس در نهایت بر احساس هائی مانند کوته نظری، تکبر، خود بزرگ بینی و تهاجم (که به استثمار و جنگ منتهی می‌شود) غالب خواهد شد همانطور كه تا امروز هم توانسته است گاه براى مدت هاى طولانى صلح و خوشبختی برايمان فراهم سازد. به علت وجود همين حس و غالب بودن آن است كه روزی مرز بین کشورها از بین خواهد رفت و نه جنگی خواهد بود و نه فقر …. روزى كه خواهیم توانست دنیا را به تساوی داشته باشیم.

 

نظرات   

 
#7 ایا زمان ساخته تکامل میتواند باشد؟؟؟یاشار علیزاده 1396-04-26 12:36
دوموضوع ذهنه منو مشغول کرده .ایا این زمان پیش رونده ایکه ما فهم میکنیم گونه ای از زمانس که قابل تطتبق با زندگی ما بوده؟
من دوست دارم از دید بالاتر و با در نظر گرفتن تکامل بموضوع زمان نگاه کنم
فصل مشترک تکامل و زمان ،مغز نوع بشر میتونه باشه .تکامل دستگاه معظم مغز انسانو باین مرحله رسونده و تکامل از هر واقعیتی در راستای وظیفش استفاده میکنه
حال با توجه باینکه زمان میتونه زاییده مغز بوده باشه یا حداقل اینکه گونه ای از زمان مورد استفاده مغز قرار گرفته ودستخوش ماشین مغز بشر قرار گرفته
شاید بتوان گفت موضوعی که تحت عنوان زمان در موردش بحث میشه یکی از شاخصه های تکاملی گونه انسان میباشد .اگه اینطور باشه خیلی شگفت انگیز میشه موضوع فارغ ازینکه زمان حقیقتی خارج از مغز انسان هست یا نه بعنوان یکی از ابعاد ماده بوسیله تکامل قابل ادراک برای ما شده
پس شاید ابعاد دیگری هم در اینده به زندگی بشر اضافه بشن .البته بحث وجود و عدم وجود ذات این ابعاد هم بحث دیگه ایه
 
 
#6 پیوستگیسینا هماتاش 1395-10-10 07:34
به نظر من یک پیوستگی غیر خطی بین آدمها وجود داره. و زندگی ما و جهان ترکیبی از ابعاد که داخل هم خم شدن هستش. به این صورت که جهان زیر اتمی میتونه ...... نمیدونم چرا نمیخوام بگم :))))) دوس دارم یکی ازم بخواد بیشتر توضیح بدم
 
 
#5 در مورد زمانفرح بلوکی 1394-11-05 06:59
سلام جناب اقای ناصری
منظور از زمان چیست؟ من مبتدی هستم ودر باره این موارد فکر هم نکرده ام . ایا زمان با وقت فرق می کند ؟مامسلمانها تکالیفی داریم که باید در مواقع یا زمانهای معینی انجام دهیم .اگر زمان نیست پس قرار دادن زمان به چه معنی است؟

ناصرى:
با درود، زمان يا همان وقت در زندكى روزمره (مكانيك كلاسيك) همان است كه من و شما حس مى كنيم. ليكن در فيزيك، هنوز ماهيت زمان، فضا، حركت، .. تعريف دقيق و همه پسندى نيافته است.
يادآورى مى كنم كه ما در آكادمى، جهان و پديده هاى آنرا تنها بر اساس رياضيات و فيزيك بحث و بررسى مى كنيم و وارد باورهاى مذهبى نمى شويم چرا كه تخصصى در آن نداريم و كار را به متخصصين خود واگذار مى كنيم.
 
 
-1 #4 10حسین طحان کار دزفولی 1394-11-01 17:13
سلام
می دانیم جسمی که با سرعت نسبیتی در حرکت است طولش در جهت حرکت کوتاه می شود. سوال من اینجاست که آیا آزمایشی طراحی شده که کوتاهی این طول را با دقت اندازه گیری کنه؟؟ آیا مقدار آن در آزمایش دقیقا با مقدار پیش بینی شده توسط تئوری نسبیت برابری می کند ؟؟؟
با تشکر

ناصرى:
با درود، همه آنچه تئورى نسبيت اعلام مى دارد بارها تست شده و تاييد شده اند. در كلاس مبانى كوانتوم نيز به آزمايشى كه در يك شتاب دهنده انجام گرفته و مربوط به طول عمر موان مى باشد اشاره كرديم.
 
 
-1 #3 10حسین طحان کار دزفولی 1394-10-19 19:14
سلام
راستش را بخواهید این اولین بار است که به این قسمت از سایت اکادمی میام .در واقع هدفم این بود هنگامی که تمرکز بالایی داشته باشم این مطالب را بخوانم.
منم مثل بقیه دوستان بعد از پایان هر جلسه از کلاسهای آکادمی فکر و ذهن درگیر مسایل میشه بخصوص درس کوانتم که اقرار میکنم دیوانه و کلافم کرده گاهی اوقات پشیمون میشم که کوانتم خواندم.
چندی پیش (قبل از اینکه این مطلب را بخوانم) داشتم در مورد "زمان" فکر می کردم و زمان را در تئوری های نسبیت و کوانتم برسی می کردم در نهایت به این نتیجه رسیدم که انسانها برای اینکه بتونن روند رشد و حرکت و تغییرات یک سیستم یا زندگی یا ... را توضیح بدهند مقوله ای به اسم زمان را بیان می کنند .ولی اگر بخواهیم به طور کلی نگاه کنیم زمان وجود ندارد ( نمی دونم تونستم منظورم را برسانم یا نه) این موضوع که زمان وجود ندارد برای خودم قابل درک وفهم است ولی نمی توانم بیان کنم و بسیار بسیار خوشحالم که با دکتر ناصری هم نظر هستم و حرف ایشون را کاملا درک می کنم.
در مورد وجود داشتن یا نداشتن "چیز" اولین بار در کتاب یک به چشمم خورد و با توضیحی که شما دادید حق را به شما میدهم.
 
 
#2 در مورد همسویی نظر جنابعالی درمورد زمانسیروس میرشکاری 1393-09-07 15:29
برتراند راسل نیز در کتاب فلسفه خود بیان میکند که زمان فی نفسه وجود نداردو هیچ نقشی در زندګی ما ایفا نمیکند وجالب است که در همان کتاب مینو یسد که : همان طور که شاعر پارسی مولانا چنین مینو سد هست هشیاری ز یاد ما مضی مازی و مستقبلت پرد ای حدا اتش اندر زن به هر دو تا به کی پر ګره مانیم زان دو همچونی
 
 
#1 انعکاس آینه های بوداداود نیکومنش 1393-04-21 15:48
این اعتقادکه چیزها وجود ندارند و تنها روابط دراین جهان واقعیت دارد، من را یاد این نگاه بودا به جهان می اندازد که دنیا توهم است درست مثل انعکاس آینه های رو در روی هم. این بدان معنی است که هر جزء جهان بر جزء دیگر تابیده می شود و در این تابش هر دو جزء هستی می یابند و بدون حضورنو، صندلی، اتاق، و... من وجود ندارد همانطور که بدون حضور چشم، مغز، و اعصاب من این صندلی و اتاق وجود ندارند.
 

شما اجازه ارسال نظر ندارید. لطفا ابتدا عضو شوید