کوین کلی (Kevin Kelly) بنیانگزار مجله Wired و نویسنده کتاب Cool Tools

----------------------

ساختار دی-ان-آ

از دیدگاه زیست شناسی هر سلول بدن شما دارای یک مولکول دی-ان-آ می باشد که معرف شما و به مانند اثر انگشت تان منحصر به فرد می باشد. اینکه میلیاردها سلول بدن در نهایت همگی از تقسیم یک سلول ینیادی اولیه به وجود آمده اند، پس باید که دی-ان- آ ی همه آن سلولها عین هم باشند. این بدان معناست که وقتی شما نمونه ای (بافتی) از یک قسمت بدنتان را برای ژن نگاری به آزمایشگاه می دهید هیچ فرقی نمی کند که این نمونه از کدام قسمت بدنتان گرفته شده باشد. احتمالا می دانید که برای راحتی شما تکنیسین چنان آزمایشگاهی نمونه مورد نظر را بزاق دهان بر می دارد که البته نظر به اینکه همه دی-ان-آ های شما عین هم هستند می تواند آنرا از هر جای دیگر بدن تان (مثلا انگشت پا، کبد، پلک چشم و ...) بردارد بدون آنکه اثری نامطلوب در نتیجه ژن نگاری داشته باشد.

لیکن هر چند که نمی توانم اثبات کنم ولی بر این باور هستم که دی-ان-آ های بدن شما (و تمام موجودات زنده) عین هم نمی باشند بلکه از قسمتی به قسمت دیگر بدن تان فرق می کند. این ادعا و باور من به این واقعیت بیولوژی بر می گردد که طبیعت از یکسانی خوشش نمی آید و در هیچ کجای طبیعت دو موجود عین هم دیده نمی شود. البته انتظار نمی رود که این تفاوت ژنتیکی در بین سلول ها خیلی زیاد باشد. واقعیت این است که از نظر ژنتیکی تفاوت بین انسان ها خیلی کم است و در مقایسه با بقیه موجودات زنده این تفاوت حد اقل می باشد. بنابراین نباید تنوع ژنتیکی در قسمت های مختلف بدن انسان بیشتر از تنوع آن از انسان به انسانی دیگر باشد. به احتمال زیاد تنوع ژنتیکی بین سلول ها بیشتر از صفر ولی کمتر از نژادهای گوناگون می باشد.

باید اضافه کرد که با وجودی که از نظر عوام توالی موجود در مولکول دی-ان-آ در طول زمان (عمر) بدون تغییر باقی می ماند ولی عده ای از بیولوژیست ها معتقدند که تغییر می کند چرا که در حین رشد و سپری شدن عمرتان هر باری که کروموزم های شما تقسیم می شوند طول آنها کوتاهتر می گردد. به خاطر ضعف بنیادی خاصی که سیستم بدن ما دارد، دی-ان-آ نمی تواند کپی خود را عین خود تولید کند خصوصا در زمانی که به اوج زنجیره خود می رسد. به همین دلیل در هر تقسیم سلولی که پیش می آید چند صد تایی از پایه ها از دست می روند و در نتیجه کروموزوم کوتاهتر می شود. همین فرآیند علت مرگ سلولی و در نهایت مرگ شما را توضیح می دهد. لیکن تغییراتی که پیش می آیند اساسی تر هستند و حدس من این است که در بین مجموعه ای از سلول های بدن شما دی-ان-آ ها دچار جهش (موتاسیون) می گردند به همان شکلی که از نسلی به نسل بعد جهش اتفاق می افتد.

ممکن است این عین هم نبودن دی-ان-آ ها ی یک موجود زنده موضوعی سطحی و پیش پا افتاده به نظر برسد که تنها از روی کنجکاوی ابراز می شود، لیکن اگر واقعیت باشد تبعات خیلی مهمی می تواند داشته باشد چرا که نه تنها بر روی تصمیم ما مبنی بر محل نمونه برداری از بدن اثر می گذارد بلکه چون دی-ان-آ در زماننیز دچار تغییر می شود باید سن فرد نیز در زمان نمونه برداری مورد توجه باشد.

هرچند که در حال حاضر مدرکی برای اثبات باور خود ندارم ولی فکر می کنم زیاد هم طول نکشد که با پایین آمدن هزینه فرآیند "ژن نگاری کامل" درستی یا عدم آن ثابت شود. در آن زمان چندان هم تعجب نخواهم کرد اگر ببینم افرادی که حیوانات خانگی نگاه می دارند تکه هائی از دی-ان-آ ی حیوان خودشان را در دی-ان-آ ی خود داشته باشند (این انتقال دی-ان-آ می تواند توسط ویروس ها انجام گیرند) یا اینکه دامپرور ها مقداری از دی-ان-آ ی دامی را که می پرورانند داشته باشند و یا اینکه دی-ان-آ ی مثلا پا های ما متمایز از دی-ان-آ ی سلول های عصبی یاشند.

ملاحظات بالا هر قدر هم که مهم باشند در مقایسه با تبعاتی که بر روی تئوری تکامل دارد چندان هم چشمگیر نیست. می دانیم که فرآیند "انتخاب طبیعی" تئوری تکامل داروین در این جمله که "موجودی که نتواند سازگار باشد می میرد" خلاصه می شود. لیکن تنها چیزی که می توانیم در مورد علت تنوع موجودات در تئوری تکامل بگوییم این است که ناشی از موتاسیون (جهش) راندوم (اتفاقی یا کلمه مناسبتر فارسی "بختانه") می باشد که همین عبارت راندوم (یا بختانه) به این معنی است که "علت را دقیق نمی دانیم". حال اگر متفاوت بودن دی-ان-آ در سلول های مختلف که من اینجا مطرح می کنم پیش بینی درستی باشد و روزی برسد که بتوانیم صحت آنرا به کمک ژن نگاری ثابت کنیم،  آنگاه چگونگی موتاسیون را نیز درک خواهیم کرد و خواهیم دید که این موتاسیون بر اساس الگوی خاصی اتفاق می افتد یا نه و نیز مشخص خواهد شد که آیا تغییر دی-ان-آ متاثر از خود بدن فرد و محیط وی می گردد یا نه. اگر چنان باشد، آنگاه تفکر داروینی مبنی بر اینکه بدن افراد اثر مستقیمی بر آرایش ژنتیکی یک سلول ندارد زیر سئوال خواهد رفت.

در خاتمه، حتی اگر مواردی که در بالا در مورد موتاسیون و تئوری تکامل بیان شد مورد انتقاد باشد، اینکه دی-ان-آ ی سلول ها صد در صد عین هم نستند ارزش مطالعه و بررسی را دارد. روزی که درستی این باور ثابت شود همه شگفت زده خواهند شد، منهای من!

نظرات   

 
#4 عمر جاویدانسینا هماتاش 1395-10-10 07:52
این نظریه ی یکی از دوستان من است :
اگر بتوانیم توسط یک انتقال دهنده مثل ویرووس تمام سلول های یک فرد را سرطانی کنیم ، و...... میتوانیم عمر جاویدان داشته باشیم. چون سرطان یعنی : تقسیم نامحدود سلول های بدن .... جناب آقای دکتر نظر شما در این رابطه چیست؟ و آیا در این ضمینه تحقیقاتی صورت گرفته است؟
 
 
#3 عمرجاویدانصلاح الدین هدایتی 1395-02-30 08:34
بادرود
استاد گرامی ازاینکه دوباره وقتتنو میگیرم عذرمیخوام بنده سوالات فراوانی درذهنم موج میزنه بااینکه کتابهای بسیاری رو مطالعه کردم زیاد قانع نشدم اما کتاب صفر شما رو که مطالعه کردم واقعا مفید وموثر دیدمش یکی ازمواردی که به انسان عمرطولانی میده استفاده ازمغز کامپیوتری ومصنوعی غیرارگانیک میباشد که شما درکتاب صفر اشاره فرمودید با 'من' های متفاوت که مفهومی از انسان با 'من' مستقل درآن نیست ودرجواب سوال قبلیم فرمودید که شما نیز درمدل داناکی به دنبال جاودانگی هستید بنده تازه با این دیدگاه آشنا شدم وبرام بسیارجذابه اگر بیشتر راهنمایی بفرمایید ممنون میشم

ناصرى:
با درود و قدردانى از اينكه كتاب من را خوانده ايد، من دنبال جاودانگى نيستم. آنچه مهم است كيفيت بودن در اين جهان است و نه كميت.
مهم است كه آرامش درون داشته باشيم و به همديگر و به محيط زيست مان مهر بورزيم. عصبيت و جنگ ناشى از خودخواهى و خودمحور بينى و يا بطور خلاصه نادانى و آگاهى كم انسان است. اساس مدل داناكى همين نكته هست كه ما در اين آكادمى در قالب فيزيك و رياضى مورد بخث قرار مى دهيم.
 
 
#2 عمرجاویدنصلاح الدین هدایتی 1395-02-28 07:07
باسلام استادگرامی شما درکتاب صفر ازمسلم وحتمی بودن مرگ صحبت فرموده اید که این بسیار ملموس است اما اینکه دانشمندان ِنتیک وعده عمر جاویدان را به انسان داده اند میتواند امری معقول ومورد تایید باشد چون اگر بدین گونه باشد یکی ازاصول مسلم وقوانین هستی (مرگ) زیر سوال میرود نظر شما استاد محترم دراین مورد چیست باتشکر

ناصرى:
با درود، كتاب صفر با توجه به تئورى ها و دانسته هاى موجود در تاريخ نوشتن آن (و حتى امروز) تهيه شده است. فعلا مى دانيم كه انسان به عنوان سيستمى غيرخطى و مستهلك شونده كه قانون دوم ترموديناميك و افزايش آنتروپى در مورد وى صدق مى كند در زمان دچار فرسودگى ژنتيك مى شود.
اگر بتوان كارى كرد كه نرخ افزايش آنتروپى را كاهش يابد عمر انسان افزايش خواهد يافت. اينكه عمر جاودان داشته باشيم بستگى به اين خواهد داشت كه بتوانيم اعضا و بافت هاى هر شخص را در آزمايشگاه توليد كنيم (حتى مصنوعى و غيرارگانيك) و هر عضو يا بافت فرسوده را تجديد نماييم و اين ماريست كه عده زيادى بر روى آن مار مى كنند و يكى از موارد مهمى است كه ما نيز در آكادمى براساس مدل داناكى به أن مشغوليم.
 
 
+1 #1 جهش عمومی در ژن هاآناهیتا مستاجران 1393-08-17 20:20
عرض درود و ادب، دکتر ناصری گرامی.
به نظر می رسد کودکان نسل جدید، بسیار باهوش تر از نسل های قبلشان هستند و نسل های قبلشان هم از نسل های قبل ترشان باهوش تد بوده اند..... به این سوال می رسم که به غیر از ویروس ها ، آیا ایجاد یک فرهنگ و سبک زندگی جدید ( مثلا دیجیتالی شدن زندگی ) می تواند باعث موتاسیون عمومی در ژن ها شود و به نسل بعد هم منقل شود؟ یعنی شاید انرژیِ آگاهی جمعی ، بتواند باعث موتاسیون جمعی شود.

ناصرى:
با سلام، در بيولوژى داناكى خواهيم ديد كه عوامل بسيار زيادى مى توانند موجب موتاسيون شوند و از جمله فرهنگ و سبك زندگى
 

شما اجازه ارسال نظر ندارید. لطفا ابتدا عضو شوید